بدون سوت و پرچم خارج مستطيل سبز
كمتر كسى با زندگى روزمره داوران آشنايى دارد زيرا نگاه افكار عمومى و قضاوت در مورد داوران بيشتر به ۹۰ دقيقه اى است كه آنها در زمين حضور دارند. خوب و بد قضاوت آنها در برنامه ۹۰ افشا مى شود. خودشان مى گويند مانند مرغ در عزا و عروسى سرمان را مى برند و كسى نيست كه از آنها دفاع كند. آنها داراى كوتاه ترين ديوار براى بالا رفتن به هنگام باخت تيم ها هستند. اين نكته بسيار داراى اهميت است كه اين داورها مهارت مصاحبه كردن هم ندارند و هميشه در بعد از بازى كم آورده و باعث شبهه در بين خوانندگان جرايد و مطبوعات مى شوند. آشنايى با نحوه زندگى خصوصى آنها مى تواند كمك كند كه بدانيم آنها چقدر براى رسيدن به آمادگى مطلوب زحمت مى كشند و از حق الزحمه بسيار كمى برخوردارند كه اين پول را بايد خرج تمرينات بدنى و تغذيه مناسب و حتى كرايه فرودگاه كنند و اگر براى آنها از نظر اقتصادى جدول سود و زيان تهيه كنيم بايد بگوييم كه آنها هيچ سود مادى از اين داورى نمى برند و تنها به اين دليل آن را ادامه مى دهند كه به ممتاز بودن شخصيت خودشان در داورى علاقه مند هستند و از اينكه روى آنتن باشند لذت مى برند. براى تان جالب است كه بدانيد از بين اينها مظفرى زاده وضع مالى مناسب ترى دارد و كمتر به محل كارش مى رود و بيشتر به داورى مى پردازد. برخى ديگر كه كار ادارى دارند مانند مسعود مرادى كه كارمند مخابرات است يا قهرمانى كه در اداره پست كار مى كند يا ممبينى كه در شهردارى اهواز مشغول است بايد از صبح با سرويس اداره به محل كار بروند و براى داورى هاى خود از رييس اداره اجازه بگيرند. همين چند وقت پيش بود كه وقتى محسن قهرمانى مجبور بود براى بازى بحث برانگيز مس- راه آهن به تهران آمده و در جلسه كميته انضباطى شركت كند مجبور شد از اداره پست مرخصى بگيرد و ۱۱ صبح خودش را به تهران برساند. داورها در مقابل سوت هايى كه به صدا درمى آورند و باب ميل طرفداران هم نيست هميشه بايد جواب بدهند. آنها مى گويند گاهى در فرودگاه بايد اعتراضات عمومى را بشنويم و هنوز به خانه نرسيده SMS هاى تهديد آميز دريافت كنيم. سعيد مظفرى زاده كه يكى از چند چهره برتر جامعه داورى است و چهره او باعث شده تا نام يوزارسيف كميته داوران را براى او برگزيند و يكى از متمول ترين داورهاى ايرانى است و در رشته مهندسى عمران تحصيل كرده است. به لطف شركت راه سازى كه دارد برخلاف ساير داوران نيازى به شغل دوم ندارد و تمام هوش و حواس خود را متوجه به داورى كرده است و كاملاً اين شغل روى نحوه زندگى او اثر گذاشته است. در مورد زندگى خود خارج از مستطيل سبز مى گويد: «مواقعى مى شود كه مردم به خاطر اينكه چهره شناخته شده اى هستم در بانك و ادارات ديگر جاى خود را به من مى دهند تا كارم زودتر راه بيفتد اما بعد از بازى هاى حساس پرسپوليس يا استقلال به عنوان مثال پرسپوليس - صباباترى توسط هواداران حريف تهديد مى شوم و امنيت جانى و خودم و خانواده ام به خطر مى افتد.»
جالب است بدانيد مظفرى دو فرزند دو دختر دارد و در اوقات فراغت، وقت خود را صرف بازى با دو دخترش مى كند اما خداداد افشاريان كه اهل ياسوج است و ۴۳ سال سن دارد و در دانشكده ياسوج تربيت بدنى تدريس مى كند پدر چهار فرزند است ۳ دختر و يك پسر يكى از دخترهاى افشاريان با يك داور ياسوجى ازدواج كرده است. افشاريان آنقدر از داماد خود راضى است كه سفارش مى كند تمام دخترها با پسرى ازدواج كنند كه شغلش داورى است! داور ياسوجى كشورمان در مورد بازتاب شغلش در زندگى شخصى اين طور مى گويد: «به نظرم داورها آدم هاى موفقى هستند. بعضى از وقت ها مى شود كه به خاطر مسائلى از اين كار لذت نمى بريم مثل زمانى كه من به اشتباه دو گل سالم استقلال را مقابل فجر سپاسى نگرفتم و فرزندم مجبور شد دو روز مدرسه نرود اما در كل داورى شغل شيرينى است. همسرم آنقدر با كار من آميخته شده است كه خودش يك پا داور است فقط سوت و پرچم ندارد.) عليرضا فغانى كه با ۳۱ سال سن جوانترين داور ليگ برتر محسوب مى شود فوق ديپلم زبان انگليسى و داماد عرب براقى است. فغانى غير از كار داورى كارمند شهردارى منطقه ۲۰ است.
در مورد فغانى جالب است بدانيد كه پدر، پدر زن، همسر، برادر، برادرزن وى نيز داور هستند. اين داور جوان سال ۷۹ ازدواج كرده و يك پسر ۷ ساله دارد البته فغانى از اين كه مجبور است از صبح تا ۵ بعداز ظهر در شهردارى كار كند و بعد هم تا شب به تمرين بپردازد و وقت كمى براى خانواده اش بگذارد ناراحت است اما از اينكه در خانواده داورى بزرگ شده كه مى توانند به آن در امر داورى كمك كنند ابراز رضايت مى كند. يدالله جهانبازى كه امسال جزو سه داورى است كه به ليست اليت آسيا وارد شدند ۳۵ سال دارد. اين داور كه ليسانس ادبيات است غير از داورى در آموزش و پرورش مشغول به كار است. پدر دو دختر است كه در كلاس پنجم و دوم ابتدايى تحصيل مى كنند. اهل چهارمحال و بختيارى است جهانبازى مى گويد: داورى جزو زندگى شخصى ما شده است. در كوچه و خيابان همه مردم در مورد داورى مى پرسند. بايد درست قضاوت كنى تا با خاطره بد مستطيل سبز را ترك نكنى خاطره بد جهانبازى به دو سال پيش برمى گردد وقتى كه از ليست اليت خط خورد اما وقتى قهرمانى مصدوم مى شود و جزو هفت داور بين المللى قرار مى گيرد از خوشحالى در پوست خود نمى گنجد البته نه به خاطر مصدوميت قهرمانى بلكه به دليل اينكه به آرزوى خود رسيده است. خلاصه اينكه وقتى با هر كدام از داوران ليگ صحبت مى كنى و از زندگى شخصى آنها مى پرسى متوجه مى شوى زندگى داورى آنها با زندگى شخصى شان عجين شده است و قضاوت آنها در مستطيل سبز در زندگى آنها تاثير مى گذارد.
از: مهديه دريابيگى



